الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
313
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
را از من قطع كنى ديگر هيچ راهى براى رسيدن به آرزوهاى خود پيدا نخواهم كرد و هرگز به خيرات و مقامات بالاترى كه در نزد توست بدون كمك تو نمىرسم آرى من بندهء تو و در قبضهء قدرت تو هستم و ارادهء تو بر تمام مقدرات من حاكم است و در برابر فرمان نافذ تو من ارادهاى ندارم ، حكم قضاى تو دربارهء من جارى گشته و حكم تو نيز عين عدل است و من هيچ قدرتى براى سرپيچى از فرمان تو را ندارم و مرا توانايى تجاوز از حيطهء قدرت تو نيست ، نه اين شايستگى را دارم كه خواستهء تو را برآورم و نه قادرم كه به رضا و خشنودى تو برسم و مىدانم كه به آن مقامات عاليه كه در نزد توست جز به وسيلهء اطاعت از اوامر تو و به كرم و رحمت واسعهء تو نمىتوانم نايل شوم . خداوندا شب و روز را به سر مىبرم در حالى كه بندهء حقير توأم و جز به عنايت تو مالك سود و زيان خويش نيستم . من خود بدين وسيله به زيان خويش گواهى مىدهم و به عجز و ناتوانى خودم اعتراف دارم ، بنابراين به وعدهء احسانت نسبت به من وفا كن و نعمتهايى را كه تاكنون عطا فرمودهاى كاملتر كن كه من ، بندهء بيچاره ، درمانده ، ناتوان ، رنجديده ، حقير ، ترسان ، فقير ، هراسان و پناهندهء تو هستم . » ( 1 ) البته امام بزرگوار عليه السلام به قدرت مطلقهء پروردگار ايمان راستين دارد و بيقين مىداند كه تمامى اسباب و عوامل عالم هستى تنها و تنها به دست قدرت اوست كه مالك و قاهر و غالب بر همه است ، هيچ قدرتى را در برابر فرمان او ياراى مقاومت نيست . امام عليه السلام با اعتراف به بندگى ، ناتوانى و ضعف و بيچارگى خود در برابر خدا و توانايى نداشتن بر ايجاد هيچ چيز جز به يارى او خود را از تمام عوالم امكانى گسسته است . و اينك به بقيهء اين دعا گوش فرا مىدهيم : « اللّهمّ صلّ على محمّد و آله و لا تجعلني ناسيا لذكرك في ما اوليتني و لا غافلا لإحسانك في ما ابليتني و لا آيسا من اجابتك لي و ان ابطأت عنّي في سرّاء كنت او